<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>  بی هوا </title>
<link>https://golgis.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 07 Jul 2017 08:02:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/36</link>
<description>ماه پسر بچه ای که دوست داشت مرد شود سنگ برداشت و بازی کرد سنگ برداشت و به پنجره زد سنگ برداشت و سر شکست سنگ برداشت و کار کرد ماه مردی که سنگ شد</description>
<pubDate>Fri, 07 Jul 2017 08:02:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/36</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/35</link>
<description>از میوه ها دوست دارم خرما صدایم بزنند... از میوه ها دوست داری آلو صدایت بزنند؟ با هم بشویم خرمالو! مرا بفروشند! تورا بخرند! نارنجی می تواند قرمز رنگ پریده ای باشد بعد از اینکه از ما می پرسند چه نسبتی با هم داریم؟ الف تو را از من که بکشند بیرون، نارنجی چه می تواند باشد؟ جز رنگ میوه ای که دهان نسبت را گس می کند! /فیروزه محمدزاده</description>
<pubDate>Sat, 17 Dec 2016 07:29:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/34</link>
<description>صدای رود می آید... و این یعنی: زیبایی برف ها را از خجالت آب کرده، سیب ها را از خجالت سرخ! زیبایی، مرگ را با دست پس می زند و زندگی را با پا پیش زیبایی، تنها دستی که بالایش دستی نیست./ / فیروزه محمدزاده</description>
<pubDate>Thu, 15 Dec 2016 08:54:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/33</link>
<description>با دریا چه فرقی دارم؟ کنارم می آیی صدایم را گوش می کنی لذت که بردی سنگی به سمتم پرتاب می کنی. فیروزه محمدزاده /مجموعه شعر نوک زبان</description>
<pubDate>Thu, 01 Dec 2016 06:08:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/31</link>
<description>گفتی : در قلبت آفتابی نشوم قبول ... ! اما سایه به سایه دوستت دارم . فیروزه محمدزاده از مجموعه شعر نوک زبان</description>
<pubDate>Tue, 12 Jan 2016 14:06:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/30</link>
<description>با به دنیا آمدن من مردی را جراحی می کردند که گلوله خورده بود بیمارستانی که به دنیا آمدم همه نوع قرص داشت دهان مادرم هم قرص بود حتی دهان دکتر ! مردی که گلوله خورده بود می گفت : گاهی سکوت به خاطر قرص های زیرزبانی است توخون آلود به دنیا می آیی من خون آلود می میرم وقرص ها هر جا که باشند به رفتار خود ادامه می دهند.</description>
<pubDate>Mon, 29 Jun 2015 19:33:34 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/29</link>
<description>مجموعه شعر &quot; نوک زبان &quot; از فیروزه محمدزاده نماشگاه کتاب سال 1394 غرفه انتشارات بوتیمار شعری از این کتاب را می خوانیم داشتم از لبخند شما به دنیا می آمدم با لبهایی که مال خودم نبودند و مدام می گفتند لبخند بزنید شما مقابل دوربین مخفی هستید خانواده ام این موضوع را پنهان کرده اند که چشمهایم دور را خوب نمی بینند اما تجربه ثابت کرده است کسی که از دور دست تکان می دهد می تواند برف پاک کن ماشینی باشد بعد از یک تصادف عمدی حالا هر چقدر کنار جاده بایستم و برای کمک به</description>
<pubDate>Fri, 27 Mar 2015 16:37:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/24</link>
<description>من تمام نشانه های حیات را دارم اما قلبم مثل حوض کوچکی که ماهی اش را گربه برده است ایستاده .</description>
<pubDate>Fri, 16 Dec 2011 10:28:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/23</link>
<description>آزادی در جمله هایی که واژه زندگی دارند یک صفت است اما من موصوف زندانی دلسردی هستم که هر روز کلمه مرگ را ریخت و پاش می کند تا به زندگی دلگرم شود</description>
<pubDate>Thu, 30 Jun 2011 16:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://golgis.blogfa.com/post/22</link>
<description>مرگ موجود زنده ای که می خورد هضم می کند و دفع می کند آنقدر سر یک سفره برای هم لقمه گرفته ایم که هم او سیر شده است هم من موجود زنده ی سومی لقمه های مارا می شمرد</description>
<pubDate>Mon, 09 May 2011 17:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>golgis</dc:creator>
<guid>golgis.blogfa.com/post/22</guid>
</item>
</channel>
</rss>
