از میوه ها دوست دارم
خرما صدایم بزنند...
از میوه ها دوست داری آلو صدایت بزنند؟
با هم بشویم خرمالو!

مرا بفروشند!
تورا بخرند!

نارنجی می تواند قرمز رنگ پریده ای باشد
بعد از اینکه از ما می پرسند چه نسبتی با هم داریم؟

الف تو را از من که بکشند بیرون،
نارنجی چه می تواند باشد؟
جز رنگ میوه ای که دهان نسبت را گس می کند!

/فیروزه محمدزاده

نوشته شده توسط فیروزه محمدزاده در شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۵ |
 
صدای رود می آید...

و این یعنی: زیبایی برف ها را از خجالت آب کرده،

سیب ها را از خجالت سرخ!

زیبایی، مرگ را با دست پس می زند

و زندگی را با پا پیش

زیبایی، تنها دستی که بالایش دستی نیست./

/ فیروزه محمدزاده

نوشته شده توسط فیروزه محمدزاده در پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۵ |
 
با دریا چه فرقی دارم؟ 

 

کنارم می آیی 

 

صدایم را گوش می کنی 

 

لذت که بردی سنگی به سمتم پرتاب می کنی. 

 

 

 

فیروزه محمدزاده /مجموعه شعر نوک زبان 

نوشته شده توسط فیروزه محمدزاده در پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۵ |