ژاك پرهور، شاعر، منتقد و فيلمنامه نويس برجسته فرانسوى به سال 1900 ميلادي در شهر پاريس متولد شد. در سال 1907به پاريس آمد و وارد مدرسه شد. او از اين كه ساعت ها بي حركت در كلاس بنشيند و به حرف هاي معلم بداخلاقش گوش كند متنفر بود. معلمي كه وقتي ژاك به گلها و پرندگان بيرون كلاس نگاه مي كرد اور ا سرزنش مي كرد. اين دلزدگي و تنفر در نوشته هايش نمود دارد. هر از گاهي با پدرش به ديدن فقرا مي رفت. ژاك آنها را دوست مي داشت و غم و شادي آنها را درك مي كرد.او اعتقاد داشت كه دنيا هميشه خوب نيست، اما خوشبختانه رويا وجود دارد. خواندن هست، سينما هست. برادر ژاك كارگردان بود. ژاك بسياري از سناريوها و ديالوگ هاي فيلم هاي او را مي نوشت. اين شاعر كه در فرانسه در ميان جوانان شهرتي خاص دارد دوران جواني خود را در كافهها و كلوپهاي شبانه گذراند و در همين محلها بود كه با آندره برتون پيشواي مكتب سوررئاليسم آشنايي يافت. بعد از مدتي ژاك وارد عالم سينما شد و پس از آشنايي با «مارسل كارته» چند فيلم بينظير به عالم سينما هديه كرد. در اين دوران كتابهايي به نامهاي «سخنها» و «نمايش» از او انتشار يافت
در روزگار جوانى ژاك پره ور به كارهاى متعددى مشغول شد، از جمله مقاله نويسى در روزنامه ها، بازى در فيلم هاى تبليغاتى و نگارش فيلم نامه. در اين ميان، شاعر بزرگ سوررئاليست فرانسه «هانوى ميشو» بزرگترين حامى او بود. پره ور در پناه حمايت هاى هانرى ميشو، رشد فكرى و فرهنگى چشمگيرى كرد و پس از اين دوره است كه پره ور دست به تاليف تعدادى از مهمترين فيلمنامه هاى سينماى معاصر فرانسه زد و دوره اى درخشان را با مارسل كارنه كارگردان بزرگ سينماى فرانسه آغاز كرد كه حاصل آن فيلم هاى ارزشمندى چون «كودكان بهشت» «دروازه هاى شب» و «درام سفره» است
از ويژگى هاى شعر ژاك پره ور استفاده فراوان او از زبان آرگو (زبان و لحن عاميانه كوچه و بازار) در اشعارش است كه شكلى سهل و ممتنع به شعرهاى او بخشيده است. اشعار ژاك پره ور در عين سادگى و روانى درخور توجه، حاوى مفاهيم عميق انسانى و اجتماعى است، گرايش او به انديشه هاى چپ و عدالت طلبانه كه خصوصاً در آن عصر و زمانه از ارج و قربى برخوردار بود و نگاه معصوم و كودكانه او به زندگى از ديگر ويژگى هاى مهم شعر ژاك پره ور به حساب مى آيد.
. امتياز شعر او در اين است كه به دلخواه انديشههاي آشفتهاش را در روي كاغذ به جلوه در ميآورد. به همين علت مورد علاقه مردم ساده و مخصوصاً جوانان فرانسوي است. وي را بايد در شمار شاعران سوررئاليست به شمار آورد.
اما معصوميت را شايد بتوان يكى از مهمترين نگره ها و عناصر شعر پره ور دانست. او ستايشگر و دريغاگوى معصوميت از دست رفته انسان است و همچون ديگر نويسنده بزرگ فرانسوى «سنت اگزوپرى» در شاهكار بى بديلش «شازده كوچولو» دريغاگوى عصر و زمانى است كه انسان ها گوهر وجودى خودشان را از دست نداده بودند. پره ور به معناى واقعى كلمه شاعرى آنارشيست است. آنارشيست به مفهوم ضديت با هر نوع اقتدار و حبس و بندى كه انديشه هاى آزاد آدمى را به بند كشد
بازگشت به سرچشمه هاي زبان عاميانه كه به استعاره هاي ظريف و ماهرانه توجهي ندارد به خصوص در ترانه هایش از برتری های بیان او می باشد. ـ پره ور ساده و بي تكلف شعر مي گويد . باتخيل و ظريفانه به طوري كه همه ، شعر او را مي خوانند و دوست دارند و با آن ارتباط برقرار مي كنند.
درمیان مجموعه های شعر او" حرف ها" و" داستان ها " از شهرت بیشتری برخوردار است
پره وردر سال 1977برای همیشه لب از گفتن فرو بست
بزرگ مرد
او را
درمغازه یک سنگتراش دیدم
داده بود اندازه اش را
برای آیندگان بگیرند
امضا ژاک پره ور بر دیوار موتور درآلاسو ایتالیا